آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

یلدا

یلدا   : واژه‌ایست به معنای «تولد» برگرفته از زبان سریانی که از شاخه‌های متداول زبان « آرامی » است. شب یَلدا یا شب چلّه: بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز ) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان ) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. منبع: ویکی پدیا آیلا جونم و همه کوچولوها یلداتون مبارک ...
30 آذر 1390

مروارید پنجم

دندون پنجم نازدونه نیش زد. چند روزی بود آیلایی مرتبا دندونهاشو به هم می سایید بالاخره پنج شنبه این مرورید هم خودشو نشون داد   ...
27 آذر 1390

جشن تولد یکسالگی

بالاخره با بیش از یک ماه تاخیر جشن تولد کوچولویی برای نازدونه خانوم گرفتیم آخ جون چه زر ورقهایی این شیطونک در عرض چند ثانیه به طور برق آسایی همه را پاره پوره کرد چه نگاه مظلومانه ایی نه بابا انگار واقعا برام جشن تولد گرفتن آیلا و ائلمان جون بچه همگی بیایید جشن تولدمه  این هم از بادکنک که ترکوندم آیلا و بابابزرگ مهربونش چه جای گرم و نرمی آیلا بعد از تولد در حال استراحت روی پاهای هدیه خاله ( حسنا بابا هم منو کنا...
26 آذر 1390

آیلا آیلا آیلا ...

  خانوم کوچولوی مامان و بابا الان سه چهار روز هست که اسم خودشو یاد گرفته و دائم می گه آیلا ،‌آیلا . وقتی بهش می گم این کلاه مال کیه می گه آیلا ... دایره لغات آیلایی که به خوبی تلفظ می کنه بابا- آیلا - دَر دَر- عمه - به به (همون نی نی)- تدی - جیش- جیز ...
23 آذر 1390

چادر

این هم از هدیه تولد ائلمان جون دست بابایی هم درد نکنه که چادرمو درست کرده آیلایی وقتی برای اولین بار چادرش رو دید خیلی ذوق زده شده بود و بابایی هم از این حالت خانمی خیلی احساساتی شده بود . نازی بابایی     بابایی هم به چادر من مهمون اومده ؛ بابایی جون خوش اومدین چه با ادب هم نشسته اینجا هم خانم گلی تدی یکی از عروسکهای محبوبش رو بغل گرفته پدر و دختر در چادر   ...
22 آذر 1390

نازدونه در شاهگلی

هوا حسابی سرد بود و نازگل هم مثل اسکیمو ها شده وای اصلا نمی تونم تکون بخورم ای خدا ا ین هم از استخر زیبای شاهگلی   نمایی از ساختمان وسط استخر برای اولین بار خانم گلم بیرون از خونه راه رفت البته راه رفتن چه عرض کنم داشت می دوید داره با دقت برگهای رو زمینو بررسی می کنه آیلا خسته از دویدن در بغل بابایی ...
21 آذر 1390

جشن تولد دوباره

پنج شنبه پیش ٣/٩/٩٠یک جشن تولد کوچولو در منزل خاله سرور بر پا کردیم صرفا برای تفریح و خنده بود این کیک بدون تخم مرغ رو هم مامانی برام پخته آخه من به کیک علاقه زیادی دارم از طرفی به تخم مرغ هم حساسیت دارم (  تزئین با کم ترین امکانات و زمان انجام شده ) چنانچه ملاحظه می فرمایید موهامو هم خاله نوشین به این شکل شونه کردن در این وضعیت هم دست از میوه خوری نمی کشم ...
10 آذر 1390